أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) ( مترجم : محمد توكل )

16

فتوح البلدان ( فارسى )

على بن محمد مدائنى ابو الحسن از ابن جعدبه و ديگران روايت كرد كه در خلافت عثمان مدينه از سيل وادى مهزور در شرف غرق شدن بود ، تا آنكه عثمان بر آن سدى ساخت . ابو الحسن گويد كه همچنين در سال صد و پنجاه و شش آب هولناك و عظيمى جارى شد ، و عبد الصمد بن على بن عبد الله بن عباس كه آن زمان در مقام امارت بود ، عبيد الله بن ابى سلمهء عمرى را گسيل داشت ، و او همراه ساير مردم پس از نماز عصر شهر را ترك گفت و سيل صدقات رسول الله ( ص ) را فرا گرفته بود . پير زنى از مردم العاليه ايشان را به موضعى كه خود ذكر آن را از ديگران شنيده بود ، هدايت كرد . پس آن موضع را حفر كردند و آب مفرى يافت و از طريق آن به وادى بطحان رفت . هم او گفت كه شعبه‌يى از مهزور به مذينيب مىريزد . محمد بن ابان واسطى از ابو هلال راسبى و او از حسن روايت كرد كه رسول الله ( ص ) بر مدينه و اهل آن دعا كرد و آن شهر را طيبه ناميد . ابو عمر حفص بن عمر دورى از عباد بن عباد و او از هشام بن عروه و او از پدر خود و او از عائشه ام المؤمنين نقل كرد كه چون رسول الله ( ص ) به مدينه هجرت كرد ، مسلمانان در آن شهر بيمار شدند . از جمله كسانى كه بيماريشان شدت يافت ابو بكر و بلال و عامر بن فهيره بودند . ابو بكر در حال بيمارى مىگفت : مردان همه در كنار اهل خويش شب را سحر كنند ، حالى كه مرگ بديشان نزديكتر از بند پاى پوش بود . و بلال رضى الله عنه همى گفت :